تبليغاتX
بمان تا بمانم
 
تنهایی ، آرامگاه جاوید من است و درد و سکوت ، همنشین تنهایی من! پس بیا که من منتظرم
   
 

به نامردی قسم دوران ما نامردِ نامرد است

و این افسانه ظاهرنمای عشق ز بی معناییش بی رنگِ بی رنگ است

به دورانی که نیلوفر , درون برکه ای فرصت نمی یابد

که چنگ در خاک اندازد

و عشقش همچو مروارید کنار خاک آساید

به دورانی که از پاییز فقط درماندگی برپاست

و پاییز را چنان بیچاره ای دانند که کوله از غمش بر جاست

به دورانی که دریا هر چه را دارد

ز موجش

یا که از آرامش بی اختیارش

دگرباره تمنا می کند دل بستگی را!

اگر استادِ این دنیای بی رنگی معلم نامِ عشق باشد

چرا پاییز, آن پادشه احساس ,نشان غم به خود دارد؟

و نیلوفر, مجال ریشه کردن در درون خاک نمی یابد؟

نمی دانم اگر استاد این دنیای بی رنگی معلم نامِ عشق باشد

چرا دنیای آدم ها چنان بی رنگِ بی رنگ است؟

و عشق و جوشش و فریاد

چنان آشفته و درمانده ای

بی روح و چون سنگ است؟

در این دنیای بی رنگی که غم والاترین احساس یک مرد است

دگر شمعی نمی سوزد درون کلبه ای تاریک

و دیگر هم به یادمان نمی آید

که زیبا واژه ای با نام عشق داریم

اگرچه بر سرِِِ سرخ ِ زبان ها همچنان جاری ست

ولی افسوس دل هامان برای عشق هم خالی ست!!!!

به مردانه ترین سوگند که این دنیای تکراری شبیه دلقکی تنهاست

که گرچه خوب می خندد ولی در دل بدان چیزی جز این دارد......


الهه

 
 
 |    الهه
 
   
 
نخستین بار گفتش از کجایی؟
بگفت از دار ملک آشنایی!
بگفت:آنجا به صنعت در چه کوشند؟
بگفت:انده خرند و جان فروشند!
بگفتا:جان فروشی در ادب نیست!
بگفت:از عشق بازان این عجب نیست!
بگفت: از دل شدی عاشق بدینسان؟
بگفت: از دل تو می گویی من از جان
بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟
بگفت: از جان شیرینم فزون است
بگفتا: هر شبش بینی چو مهتاب؟
بگفت: آری چو خواب آید کجا خواب
بگفتا: دل زمهرش کی کنی پاک؟
بگفت: آنگه که باشم خفته در خاک
بگفتا:گرخرامی در سرایش؟
بگفت:اندازم این سر زیر پایش
بگفتا: گر کند چشم ترا ریش؟
بگفت: این چشم دیگر آرمش پیش
بگفتا: گر کسیش آرد فرا چنگ؟
بگفت:آهن خورد ور خود بود سنگ
بگفتا: چونی از عشق جمالش؟
بگفت:آنکس نداند جز خیالش...
بگفتا: گر بخواهد هر چه داری؟
بگفت: این از خدا خواهم به زاری!
بگفتا: گر به سر یابیش خشنود؟
بگفت: از گردن این وام افکنم زود!
بگفت: آسوده شو کاین کار خام است
بگفت: آسودگی بر من حرام است
بگفتا:روصبوری کن در این درد
بگفت: از جان صبوری چون توان کرد؟!
بگفت: از صبر کردن کس خجل نیست
بگفت: این دل تواند کرد دل نیست!!
بگفتا در غمش می ترسی از کس؟
بگفت: از محنت هجران او بس...


 
 
 |    الهه
 
   
 
TELL me where is Fancy bred,
Or in the heart or in the head?
How begot, how nourished?
 Reply, reply.
It is engender'd in the eyes,
With gazing fed; and Fancy dies
In the cradle where it lies.
Let us all ring Fancy's knell:
I'll begin it,--Ding, dong, bell.
All. Ding, dong, bell

willam shekspeare


 
 
 |    الهه
 
 

pctfx3.3

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور